دروغگو
قصه قصه قصه... قصه من قصه تو قصه دل بستن و شکسته شدن بی صدا
همونی که میخواستم از خدا شاهزاده قصه ها آهنگ ترانه ها صدای سکوتم خورشید شبهای من ماه قصه های من پری دریایی... جز به چشمای نازت وفا یعنی مرگ و فقط مرگ همه بود و نبودم فقط تویی فقط تویی ... ساخته شد قصر رویایی همه هواش پر شد از عشق و محبت... صفا و صداقت... مهر و وفا... ملودی دوست دارم... نقش چشمای بارون زده ...کی اونجا منتظره؟؟؟ غم و غصه اینجا جایی نداره به دل عاشق هیچ دردی راهی نداره
حالا تو کویر و اسیری طوفان شده آه ه ه ه ه ه کمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــک کمــــــــــک کمـک....... شده بود قصر رویاها خونه دورغ و ریا تنها و بی کس حتی نبود تو اون کویر قفس همه چی رفت از دست فقط برای سادگی یه دل مست ... اون دیگه باخته بود نه به بازی به زندگی به عشق و دلدادگی رفیق لحظه هاش نشد همدم تنهایی هاش نشد الهی خراب بشه هر چی که به دروغ عشق و به زنجیر میکشه سکوت و فریاد میکنه خنده ها رو آه میکنه الهی خراب بشه خونه شیطون که نکنه این همه تو قالب لیلی آدمها رو مجنون...
الهی الهی هزاران آه و ز تو نیم نگاهی
به دل خسته کمکی کن تا کافر ز دنیا نرفته
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...