زندگي همان لغت هميشه آشنا تر از آشنا

زندگي ٬ سرنوشت ٬ غم ٬ شادي ٬ بازي = خاطرات

به راستي زندگي معادله ايست كه به چندين روش ميتوان آنرا نوشت

گاه جواب درست ٬ گاه غلط !

 آيا مي توانيم در اين معادله پيچيده كه براي هر فردي به گونه اي خاص طراحي شده درست ترين راه را انتخاب كرد ؟!؟

در كودكي زندگي تنها بازي شيريني است بي دغدغه ... و در جواني بازي با زندگي تلخ هم مي شود. در هر دوره زمان "زندگي" معني خاص خودش را دارد ... جه زماني معني حقيقي آنرا درك خواهيم كرد ؟ چه زماني شعله هاي دلفريبش ما را نخواهد سوزاند؟

امروز كه به گذشته ها مي انديشم و دفتر خاطراتم را ورق ميزنم گاه لبخند و گاه غم گوشه لبانم خانه مي كند . و از خود مي پرسم؟ تجارب گرانبهايي كه براي معادله زندگي ام به دست آورده ام و بهايي گزاف برايش داده ام ...

اگر از همان آغاز راه ميدانستم و كمي تامل ميكردم چه مي شد ؟...؟

و امروز كه از فرداها بي خبرم و هنوز معادله زندگي ام به پايان نرسيده و كمي آگاهي ام بيشتر شده آيا بي خطا خواهم نوشت ؟ آري بي شك بي خطا نخواهد شد . اما مي شود با تفكر و داريت درست خطا را كمتر و كمتر كرد

آري فكر همان نعمت بزگ الهي است كه بيشتر اوقات او را ناديده مي گيريم

  بياييم براي حل معادله زندگي مان پايه و اساس را بر  غرور و احساس ...بنا نسازيم و از عقل و تجارب استفاده كنيم تا در پايان راه  معادله٬ راضي از بازي زندگي باشيم. و آسوده خاطر كه  براي حل معادله پيچيده خود هيچ دلي را در زندگي نرنجانده باشيم

 آري زندگي زيباست آنرا زيباتر هم ميتوان ساخت

زندگي زيباست