باران
ببار باران به جای
بغض های نشکسته ام
ببار هر چه بیشتر تا
تسلی شوی
بر زخم های دلم
ببار و ببار
تا گم شوم
در سیل کوچه های درد
ببار باران ببار
تا نبینم !!
هیچ طلوعی را
در این دنیای نامرد!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ ساعت 8:46 PM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...