خدایا
با تو بودن را دوست دارم
از تو نوشتن را دوست دارم
شب و روز به تو اندیشیدنم
این همه بی قرار و در گیر بودنم
همه از عشق بی پایان توست
بی فکر بهشت و جهنمت
عذاب ها و عطایت
پر کشیدن سوی تو
آرزوست مرا
خسته ام خدایا
زین همه رنگ و نیرنگ
صدایم کن
خدایا
تویی تنها پناهم
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ ساعت 3:0 PM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...