به تو ای بهار سلام
برای دوست داشتن و عاشق بودن همیشه گفته شده هیچ وقت دیر نیست می شه از نو شروع کرد. تا به امروز حضور بهار و به این زیبایی حس نکرده بودم وقتی شکوفه دادن درختها رو بعد اون همه سختی و سرمای زمستون دیدم همه وجودم لرزید... به چه عشقی این درخت خشکیده و بی جون دوباره سبز شده انگار که هرگز سرمایی براش نبوده اون درخت تکیده که از نظر ما نه جون داره نه خون نه قلبی برای عاشق شدن اما با حضور بهار از نو شروع کرده. آواز قشنگ پرنده ها روی شاخه سبز درختها همه و همه برای تازه شدن و از نو شروع کردن حتی بخشیدن کافی نسیت چطور تک درخت قصه من پرنده عاشق و بعد کوچ بهاری بخشیده و هرگز اون ها رو به خاطر رفتن و تنها گذاشتن تو سرمای زمستون سرزنش نکرده بلکه دوباره شاخه سبزش و بی منت آشیونه آواز شون میکنه چون خوب میدونه این سیره روزگاره باید طی بشه ... برای من فقط و فقط احساس قشنگ حضور بهار کافیه برای از نو شروع کردن و دوباره ساختن برای بخشیدن و امید به بخشیده شدن آمین به تو ای زیبای عاشق به تو ای فصل مقدس به تو ای زنده ساز زندگی به تو ای همه معنی امید و دلدادگی به تو ای بهار سلام
دوستان خوبم فرا رسیدن سال ۱۳۸۵ را به همه شما عزیزان که تا به امروز من و با نظرات قشنگتون راهنمایی کردید تبریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشید .سرشار از خیر و برکت موفقیت و سلامتی آمین
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...