اينكه خدا را بشناسي ولي او را دوست نداشته باشي

و ندايش را بشنوي سپس اجابت را به تاخير بياندازي

و سود معامله با او را بداني ولي با ديگري ستد نمايي

و مقدار خشمش را بداني و نافرمانيش كني

و درد و وحشت گناه را چشيده باشي و قرب او را با فرمانبرداريش نخواهي

و تنگي قلب هنگام مشغوليت در صحبت با غير را احساس كرده باشي و مشتاق به شرح صدر با ياد و مناجات او نباشي

و عذاب دلدادگي به غيرش را چشيده باشي ولي با روي آوردن و توبه به درگاهش از آن نگريزي.

و عجيبتر از اينها همه: اينكه مي داني محتاجترين كس به اويي و از او رويگرداني و به سوي آنچه كه تورا از او دور سازد مشتاقي.