از عجیبترین چیزها!!!
اينكه خدا را بشناسي ولي او را دوست نداشته باشي
و ندايش را بشنوي سپس اجابت را به تاخير بياندازي
و سود معامله با او را بداني ولي با ديگري ستد نمايي
و مقدار خشمش را بداني و نافرمانيش كني
و درد و وحشت گناه را چشيده باشي و قرب او را با فرمانبرداريش نخواهي
و تنگي قلب هنگام مشغوليت در صحبت با غير را احساس كرده باشي و مشتاق به شرح صدر با ياد و مناجات او نباشي
و عذاب دلدادگي به غيرش را چشيده باشي ولي با روي آوردن و توبه به درگاهش از آن نگريزي.
و عجيبتر از اينها همه: اينكه مي داني محتاجترين كس به اويي و از او رويگرداني و به سوي آنچه كه تورا از او دور سازد مشتاقي. 



+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۱۰/۱۰ ساعت 7:48 PM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...