به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد
در زير اين بلوط کهنسال می نشينم و دشت را تماشا می کنم.
در يک جانب دشت رودخانه ای خروشان و در جانب ديگر آن ک.ههای سر به فلک کشيده .
ای که هنوز افق شفق از دور نمانده را می نگرم . به اين فکر می کنم که دنيايی دوستی چه دنيای شگفت انگيزی است.
دنيای پر از عاطفه و محبت پر از خلوص نيت و پاکی پر از صداقت دنيايی است رويا گونه 
و در آن هنگام است که انسان زندگی را آغاز می کند و جهان را با چشم شاعرانه می نگرد.
زمان می گذرد اما عشق و دوستی هرگز از بين نمی رود و فراموش نمی شود.
اين سطور تقديم به بهترين دوستم مينا عزيز از صميم قلب دوست دارم .اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشی هرگز محبت تو بهترين دوستم و فراموش نميکنم.![]()
![]()
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۲/۰۳ ساعت 2:27 PM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...