بنام تک درخت جنگل عشق
بی تو از خویش گریزانم من
به که پیغام دهم
به شبا هنگ که شب مانده به راه
یا به انبوه کلاغان سیاه
به که پیغام دهم
به پرستو که سفر میکند از سردی فصل
یا به مرغان نکو چیده مرداب گناه
به که پیغام دهم
دست من دست تو را می طلبد
چشم من روی تو را می جوید
لب من نام تو را می خواند
پای من راه تو را می پویید
بی تو از خویش گریزانم من
دل من باز تو را می خواهد
به که پیغام دهــــــــــــــــم ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۳/۰۸ ساعت 10:9 AM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...