گل مریم بیاری
آسمون دلم می خواد ابرا تو بیرون بریزی
با غمم شریک بشی اشک فراون بریزی
غمای تلخم واشک بشوره پاک بکنه
همشو ورداری تو آب هامون بریزی
آسمون دلم می خواد چشمامو وا بکنی
تو نی نی سیاش یه قطره ایمون بریزی
دلامون پر از غمه چشمامون از غصه خون
میشه شادی بیاری جای غمامون بریزی
می دونی اونورا دنیا رو آتیش می زنن
می تونی کاری کنی اونارو بارون بریزی
آسمون چشمامون تو انتظاره که یه روز
گل مریم بیاری تو باغچه هامون بریزی
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۲/۱۲ ساعت 4:54 PM توسط مریم
|
تنها اینجاست که من منم رها از هر چه بی منم تنها آرام جانم نوشتن است زیرا اوست که بی منت از دردم می کاهد... و باز هم همان شعار همیشگی زندگی زیباست در اوج بی محبتیهایش...