تولدت مبارک

     

سلام قشنگ نازنینم تولدت مبارک

طهورا عزیزم امروز ۳ روز که پا به این دنیای قشنگ و زیبا نهادی چه مبارک قدمی کوچولوی نازم ثانیه هایی که هنوز نیومده بودی و روی قشنگ و ماه تو ندیده بودم نمی دونم از کجا و چه جوری چرا با همه وجودم دوست داشتم واااااای وقتی که تو دل شب بارونی با اون نگاه نازت و چشمای قشنگت در حیرت اطرافت بودی تازه فهمیدم نه تنها دوست دارم عاشقتم طهورا عمه خیلی دوست دارم اون صورت ناز و خواستنی تو نازنین اشک و تو چشمام جمع میکنه می دونی چرا چون لحظه جدایی از تو نازنین بدترین لحظه عمرم بود .لحظه ای که بیشتر و بیشتر غم غربت همه وجودم گرفت . طهورا جان قربون نگاه ناز و قشنگت برم که از الان متانت و خانمی ازش میباره نگاه محجوبی داری اینا رو میگم تا روزی که اگه من نبودم بدونی برام یه دنیا عزیز بودی دوووووووووووووووووست دارم

سمی جونم از صمیم قلب تولد طهورا نازنین و به تو مادر عزیز و مهربون و به داداشی خوبم تبریک میگم امیدوارم همیشه سایه شما بر سر طهورا عزیز مستدام باشه و همیشه خدای بزرگ پناه شما عزیزانم باشه .سبز شاد و سلامت باشید انشاالله

راست یا دروغ ٬ عشق یا تنفر

                               

 کدامین را در لحظات با تو بودن احساس کنم ٬چه واژه قشنگی احساس... آیا او را می شناسی ؟ چرا چرا روزی پر عشقی . روزی عاری از هر نشان انسانیت . نامت را چه بگذارم؟در این دنیای آشفته تو ! نیز من هم از هم گسیختم حتی نامم را فراموش کردم 

چه ساده و راحت با لبخندت غرق شادی می شوم .تو بگو چرا؟؟؟ نگاه خشمگینت دیر باورم می شود؟؟؟آری تو بگو...

چون سالهاست با چشمان تو میبینم با گوشهای تو می شنوم و حرفهایم سخن توست.سالهاست خود را به فراموشی سپردم .خود خواستم فراموش شوم تا عشقم را باور کنی !!!اما نه نه سخت در اشتباه بودم زیرا زیرا برای اثبات عشقم به تو٬ لازم بود خود لب بگشایم و بگویم دوستت دارم...

نباید تسلیم می شدم ٬حال که به این باور رسیده ام تو کجایی کجایی....

چرا به هر سو از سرزمین خاطره ام سر می کشم آنجا فرمانروایی٬و وقتی به کنار تو میرسم میبینم آه ه ه ه ه

حال که من خود را دریافتم و خواستم لب گشایم و گویم دوستت دارم...دریغا که فراموشم کرده بودی ...چه بازی قشنگی بازی که تنها بازنده  همیشگی آن منم. دیروز من خود را  به دست فراموشی سپرده بودم و تو نیز از من نشانی نگرفتی حال که خود را در یافته ام تو مرا فراموش کرده ای...

حال ای عشق جاویدان من تو بگو راست یا دروغ٬عشق یا تنفر